آخرين اخبار

    شعر سمنانی زِمِستـُون

    شعر سمنانی زِمِستـُون

    پَنجـِره دِمِبـِستون باز بی یـِما زِمِستـُون

    سَرما هَمِش ره دَرَه پُک پُک مِواره وَرَه

    خـَف مِکِره سَرما تا سَرخـُوس کِره باز هَما

    تون مِکِرین جاکِتـَه تا کـُو نـَبین لاکِتـَه

    بیرین نی یـِستـَه سَرما دَنینه بَر تا واشا

    دارون خـُونی سَنگینه ژون دیم وَرَه مِنینه

    زِمِستـُونی اِشارَه پَشتی سَری بُهارَه

     


     

    زمستان

    پنجره ها را می بندم باز زمستان آمد

    سرما مدام در حرکت است اندک اندک برف می بارد

    سرما کمین کرده است تا بر سرمان فرود آید

    می پوشیم بافتنی تا که در رختخواب نیفتیم

    سرما در بیرون نشسته است تا در باز شد داخل شود

    خواب درختان سنگین است روی آن ها برف می نشیند

    اشاره ئ زمستان پشت سر بهار است

    رحیم – معماریان

    آذرماه - 93

    نظرات کاربران

    زهرا 23 آبان 1395 17:14
    عااااااااالی بود
    عااااااااالی

    پاسخ          1
    

    ارسال نظر

    نام:*
    ایمیل:*
    متن نظر:
    پررنگ کج خط دار خط دار در وسط | سمت چپ وسط سمت راست | قرار دادن شکلک | قرار دادن شکلک انتخاب رنگ | پنهان کردن متن قراردادن نقل قول تبدیل نوشته ها به زبان روسی قراردادن Spoiler
    کد را وارد کنید: *
کپی برداری از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است. .