آخرين اخبار

    يغماي جندقي

    يغماي جندقي

    ميرزا ابو الحسن فرزند ابراهيم قلي متخلص به يغماي جندقي از شاعران غزل سراي نامي دوره قاجار و دربار محمد شاه است .

    اين شاعر در سال 1916در دهكده خور جندق و بيابانك پا به عرصه وجود نهاد و بعد از كسب مقدمات ادب چندي در ايران و عراق به سياحت گذراند و سر انجام به دربار محمد شاه قاجار (1264-1250) راه يافت .

    يكي از آشنايان يغما سرگذشت او را چنين نوشته :

    وقتي افاغنه به حدود خراسان تاختن آوردند فتحعلي شاه به ذوالفقار خان سمناني فرمان داد تا لشگري جمع كرده و به كمك شجاع السلطنه حاكم به آن صفحات برود ذوالفقار خان بنابر اين امر جوانهاي اطراف را براي خدمت سربازي گرد آورده و در ميان ايشان ميرزا بو الحسن خان جندقي بود كه در آن زمان مجنون تخلص مي كرد . در اردوي ذوالفقار خان ميرزا محمد علي نام مازندراني (كه برادر زنش بود)‌نفوذي تمام داشت يغما پيش او آمد و اجازه ورود خواست ميرزا محمد علي اجازه داد و پس از وارد شدن اجازه جلوس و خواندن چند شهر يافت و گفت:

    شيخ سعدي فرموده:

    بخت باز آيد از آن در كه يكي چون تو در آيد

    روي زيباي تو ديدن در دولت بگشايد

    و بنده عرض كرده ام :

    آن كه در پرده دل خلق جهاني بربايد

    چه قيامت شود آن لحظه كه از پرده درآيد

    ميرزا محمد علي از بيانات اين جوان شيفته شد و پس از اصرار زياد او را از سربازي معاف كرد و به منشيگري خويش انتخاب نمود پس از شكست افاغنه ذوالفقار خان به لقب سردار ملقب شد و ميرزا ابوالحسن نيز پيش او مشغول نويسندگي شد پس از دو سال در صفحات سمنان و دامغان حاصل نقصان پيدا كرد و ماليات لا وصول ماند دشمنان درباره او پيش شاه فتنه كردند و عدم وصول ماليات را بر ياغي گري او جلوه دادند بلاخره بنا به خواهش ذوالفقار خان ماموري براي وصول ماليات عازم آن صفحات شد در اين موقع چند نفر از بستگان ميرزا ابو الحسن خان به او كاغذي مي نويسند و از او در خواست مي كنند تا از ذوالفقار خان توصيه اي گرفته و براي ايشان بفرستد ولي در جواب از فرستادن توصيه امتناع نموده و اينطور مي نويسدكه پيش ذوالفقار خان چندان اعتباري ندارد و چنين استشهاد مي كند كه :‌آواز دهل شنيدن از دور خوشست كاغذ مزبور به دست سردار مي افتد متغير شده و حكم غارت اموال او و كسانش را مي دهد چون ميرزا محمد علي سمناني از اين حادثه آگاه مي شود از هر طرف اقدامات نموده و ميرزا ابوالحسن را با حالت كسالت و جراحت از زندان نجات مي دهد يغما در موضوع آن پيشامد غزلي ساخته كه يك بيت آن اين است:

    به من از مال دنيا يك تخلص مانده مجنونست

    بكار آيد گر اي ليلي وش آنرا نيز يغما كن

    گويا علت انتساب او به يغما همين حادثه بوده است .

    بعلت اينكه ذوالفقار خان مردي عوا م و فحاش بوده يغما كتاب سرداريه را به نام او ساخته ودر آن به كرات از الفاظ وي استفاده كرده است .

    يغما در ابتدا به صوفيگري تمايل زياد داشت ولي بعدها با خواندن كتاب ارشاد العلوم تاليف حاج محمد كريم خان كرماني و هم به تشويق فرزندش هنر كه به مسلك شيخي گرائيده بود در سلك پيروان شيخيه در آمد حاجي محمد رحيم خان فرزند حاج محمد كريم خان كرماني كتابي دارد بنام خان يغما كه در جواب سؤالات يغما نگاشته است .

    بخاطر اين اعتقاد و همچنين برخي تساهلات مذهبي ديگر كه در اخلاق يغما بود روابط وي با حاجي سيد ميرزاي جندقي مجتهد و قاضي متنفذ جندق و بيابانك تيره شد و اين تيرگي سالها ادامه يافت وصلت مصلحت انديشانه اي كه بين اين دو خانواده صورت گرفت هم نتوانست به بهبود اين روابط كمك كند.

    بطوريكه نوشته اند در موقع اقامت يغما در كاشان واقعه ننگيني اتفاق افتاد و يغما در خلاصه الافتضاح آنرا به رشته نظم كشيد واستعداد خود را براي هجا گوئي به بروز رساند خانواده اي كه تحقير شد تصميم به انتقام گرفتند رشوه و افترا كار خود را كرد و امام جمعه كاشان وي را به شرب خمر و بي اعتنائي به قواعد شرع متهم كرد و در نماز جماعت بي دين و مرتدش خواند از طرف ديگر جمعي به حمايت از او برخاستند و حاج ملا احمد نراقي در اين راه كوشش فراوان كرد يغما برحسب ظاهر به جهت رفع تهمت توبه كرد و لباس زهد پوشيد با اين همه سودي نبخشيد و وي ديگر نتوانست در كاشان بماند و ناچار باز از خانه و خانمان خود دست كشيد و به سير و سياحت پرداخت و چندي در هرات زيست .

    در هشتاد سالگي بنا به اصرار فرزندش هنر به زادگاهش دهكده خور برگشت هر چند كه خانه اي در سمنان خريده بو د و قصد داشت در آنجا بماند اما اصرار بيش از حد فرزندش او را واداشت كه در زادگاهش ساكن شود .

    در سال آخر عمر شاهزاده سيف الله ميرزا پسر فتحعلي شاه قاجار حكمران سمنان چندين مرتبه او را به سمنان دعوت كرد اما او به علت پيري و شكستگي عذر خواست .

    سر انجام در روز سه شنبه 16 ربيع الثاني سال 1276 هجري قمري در ده خور درگذشت و همانجا نزديك مقبره سيد داوود به خاك سپرده شد .

    ماترك هنري يغما در سه زمينه قابل بررسي هستند :

    نخست اشعار جدي دوم اشعار هزل و طنز و سوم آثار نثري او كه به منشآت معروفند

    در هر سه زمينه او با قدرت تمام از عهده كار برآمده است اما شهرت آثارطنز او بيش از ساير زمينه هاست لطيفه ها و نكته هاي طنز منسوب به او هنوز در ميان مردم خور و بيابانك و شهر هاي كويري ايران زبانزد است ديوان او مشتمل است بر غزليات ـ قصائد ـقطعات جدي و هزل و مثنويهاي خلاصه الافتضاح و صكوك الدليل و منشآت

    

    ارسال نظر

    نام:*
    ایمیل:*
    متن نظر:
    پررنگ کج خط دار خط دار در وسط | سمت چپ وسط سمت راست | قرار دادن شکلک | قرار دادن شکلک انتخاب رنگ | پنهان کردن متن قراردادن نقل قول تبدیل نوشته ها به زبان روسی قراردادن Spoiler
    کد را وارد کنید: *
کپی برداری از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است. .