آخرين اخبار

    ضرب المثلهای مربوط به تنور در سمنان

    ضرب المثلهای مربوط به تنور در سمنان
    ضرب المثلهای مربوط به تنور در سمنان
     بینی کوجَه کِلَه دارَن خشتون شِوی هی شون.
    beyin koja kela dâran xošton šewi hišon
    ببین کجا تنور روشن است، پیراهنت را در آن تکان بده.
    در مقام اعتراض و تحقیر به کسی گفته می‌شود که تنش کثیف و لباسش چرکین است( برای کشتن شپش ، پیراهن یا لباس‌ها را در تنور می‌تکاندند).
     گرمه کله نون بیرین مه
    garma kala nun birin me
    از تنور گرم نان بیرون می‌آید.
     پشکا کِلَه مریژه.peŝka kela merižey پشکل ( گوسفند) به تنور می‌ریزد.
    به تمسخر در مورد آدم حریصی که مرتبا نقل و آجیل را مشت مشت به دهان می‌ریزد می‌گویند.
    در گدشته که سوخت تنور با هیزم و کود گوسفندان بود، پشکل را با غربال به تنور می‌ریختند.
    داشه ، دوچین و واچین.dâša duĉin-o vâĉin 
    تنور ( برای پختن نان سمنانی) است ، بچین و واچین.
    یعنی دنیا محل کار و کوشش است. کاری بکن و بهره ای ببر.
    در مقام اعتراض به کسی گویند که کاری نکرده ، توقع نفع و بهره دارد.
     وره به هندستون، ژو دل و جغر کله مبستون.
    vare be hendestun, žodel-o-gaqar kele mebestun
    بره در هندوستان (است) دل و جگرش را به تنور می‌بندیم.
    در مقام تعریض به کسی گویند که کوشش و جنبش نکرده بخواهد به آمال و آرزوهایش برسد.
     سیغه دله کلین انده، دزد خبردار مبو.
    siqe dele kein ende, dozd xabar dâr mebuO
    سیخ را داخل تنور کن، دزد با خبر می‌شود.
    به طنز به کسی می‌گویند که عملی خلاف انجام داده و همیشه نگران است.
     خنکه کلین پی نون بیرین منه. xinaka kelin oi nun birin mane
    از تنور سرد نان بیرون نیاید.
    در مقام انتباه به کسی گویند که توقع کار و جنبش از مردی سست عنصر و بیکاره دارد.

    

    ارسال نظر

    نام:*
    ایمیل:*
    متن نظر:
    پررنگ کج خط دار خط دار در وسط | سمت چپ وسط سمت راست | قرار دادن شکلک | قرار دادن شکلک انتخاب رنگ | پنهان کردن متن قراردادن نقل قول تبدیل نوشته ها به زبان روسی قراردادن Spoiler
    کد را وارد کنید: *
کپی برداری از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است. .